پای صحبت‌های دکتر بهرام مشحون نویسنده کتاب در جست و جوی فهم کیهان

دکتر مشحون: علم باید در خدمت انسان و جامعه باشد و امروز کیهان‌شناسی خط مقدم علم است.

دکتر بهرام مشحون یکی از استادان و چهره‌های برتر فیزیک نظری با تخصص گرانش و نسبیت در دنیا است. دکتر مشحون استاد دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، عضو پژوهشکده نجوم پژوهشگاه دانش‌های بنیادی IPM و استاد پیشکسوت و بازنشسته دانشگاه میزوری کلمبیا است. وی دوره کارشناسی خود را در دانشگاه برکلی زیر نظر امیلیو سگره، برنده نوبل فیزیک در سال ۱۹۵۹ گذراند و مدرک دکتری خود را زیر نظر جان ویلر شهیر از دانشگاه پرینستون اخذ کرد.

لطفا مختصری راجع به خودتان توضیح بفرمایید.

در تاریخ ١٨ شهریور ١٣٢۶ در تهران متولد شدم. در سال ١٣۴۴ از دبیرستان البرز دیپلم گرفتم و با شرکت در کنکور، در دانشکده فنی دانشگاه تهران قبول شدم و چند ماهی در آنجا مشغول تحصیل بودم. اما به خاطر علاقه به رشتۀ فیزیک، در زمستان آن سال برای تحصیل در رشته فیزیک به دانشگاه کالیفرنیا در برکلی رفتم. در سال ١٣۴٨ مدرک کارشناسی فیزیک را از برکلی اخذ کردم. سپس برای ادامۀ تحصیل به دانشگاه پرینستون رفتم و  آنجا در سال ١٣۵١ موفق به گذراندن رسالۀ دکتری خود درباره سیاهچاله‌ها، زیر نظر جان ویلر، شدم.

پس از اخذ مدرک دکتری به تهران بازگشتم و یک سال جزو کادر علمی دانشکدە فیزیک دانشگاه صنعتی آریامهر آن زمان و صنعتی شریف فعلی مشغول به کار شدم. در سال ١٣۵٢ جهت درمان بیماری پدرم به پرینستون بازگشتم و این‌بار به عنوان پژوهشگر پسادکتری مشغول به فعالیت شدم.

سپس در سال‌های ١٣۵٣ تا١٣۵٧ تحقیقات خود را در گروه‌های نسبیت مریلند و یوتا ادامه دادم و دو سال مسئولیت مدرس و عضو پژوهشی در کلتک، کالیفرنیا، را به‌عهده داشتم. طی پنج سال بعد، عضو گروه گرانش فریدریش هیل در کلن، آلمان، بودم. در سال ،١٣۶۴ دانشیار فیزیک در دانشگاه میزوری ـ کلمبیا شدم و در سال ١٣٧۴ رتبۀ استادی را در آن دانشگاه احراز کردم و تا سال ١٣٩۴ که بازنشسته شدم، برنامۀ تحقیقاتی فشرده و سنگینی را در میزوری تعقیب می کردم .

انگیزه شما از بازگشت به ایران چه بود؟

من در سال ٢٠١۵ میلادی(١٣٩۴) پس از ٣٠ سال خدمت بازنشسته شدم. دپارتمان فیزیک دانشگاه میزوری کادر علمی خود را توسعه داد. بنابراین فضای کافی برای استادان بازنشسته نداشت و شخص پس از بازنشستگی باید اتاقش را تخلیه می‌کرد. ولی من شروع به نوشتن کتابی دربارەگرانش غیرموضعی کرده بودم که دپارتمان فیزیک خیلی علاقه‌مند بود از این کار حمایت کند. بنابراین می‌توانستم تا اتمام این کار در آنجا بمانم. این کتاب در سال ٢٠١٧ میلادی (١٣٩۶) توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد چاپ شد و من در انتهای ماه آوریل آن سال از دانشگاه میزوری بیرون آمدم و تصمیم گرفتم به تهران برگردم و به کشور و مملکت خودم خدمت کنم.

لطفا بفرمایید چه شد به فکر نوشتن کتاب  در جست و جوی فهم کیهان افتادید؟

 در سال‌هایی که در دانشگاه میزوری آمریکا تدریس می‌کردم درسی درباره مفاهیم کیهان‌شناسی را به زبان ساده تدریس می‌کردم که درس عمومی به حساب می‌آمد و همه دانشجویان علاقمند در رشته‌های غیر از فیزیک مثل: حقوق ، طب، روزنامه‌نگاری و ... در آن شرکت می‌کردند. برای شرکت در این کلاس نیاز به ریاضی‌های سخت و پیچیده نبود و همان قدر ریاضی دوران دبیرستان برای درک این کلاس کافی بود. مطالبی که در کلاس می‌گفتم از منابع مختلف جمع می‌کردم و به زبان ساده به دانشجویان انتقال می‌دادم.

در روزهای اول کلاس تعداد دانشجویان به انگشتان دست هم نمی‌رسید اما به مرور با استقبال بی‌نظیر دانشجویان در دانشگاه میزوری آمریکا مواجه شد و به 80 نفر در کلاس هم رسید. درس سختی نبود اما دانشجویان حاضر در کلاس افکار جدید را جذب می‌کردند.

پس از ورودم به ایران اواخر سال 1398 از من خواسته شد در دانشگاه شریف هم این درس را  ارائه کنم.

همه شرایط آماده بود که تدریس این درس را در دانشگاه صنعتی شریف شروع کنم، ولی این امر متأسفانه با شیوع بیماری کرونا مصادف شد  و علی‌رغم میل باطنی‌مان این اتفاق محقق نشد و در نهایت با همت و همکاری دکتر شانت باغرام  از تدریس من ویدئوهایی ضبط شد و در اختیار دانشجویان قرار گرفت و با حمایت و همراهی دکتر باغرام از خروجی‌های این کلاس‌ها کتاب "در جست و جوی فهم کیهان" حاصل شد.

کتاب در جست و جوی فهم کیهان چه مخاطبی را هدف‌گذاری کرده است؟

در مرحله اول هدف اصلی من تمام کسانی بود که وارد دانشگاه می‌شدند و در واقع به دنبال جذب جامعه دانشگاه بودم. در اصل  این کتاب برای تمام کسانی است که به دنبال درک بیشتر از محیط خود هستند و در اصطلاح در پی آنند بیشتر از محیط خود بدانند. به دلیل سبک روان و ساده‌ای که این کتاب داشت، بسیاری از دانشجویان من در آمریکا اذعان داشتند که این کتاب را به پدر و مادر خود هدیه داده بودند. در واقع این کتاب برای هرکس که دلش بخواهد با مقدار بسیار کمی از ریاضیات راجع به دنیای کیهان‌شناسی آشنا شود و زبان ساده آن را بیشتر بداند منتشر شده است و به نظرم شعار علم برای همه با انتشار این کتاب محقق شد.

چرا کیهان‌شناسی دانش مهمی است و چرا دولت‌های بزرگ این حجم بزرگ  از سرمایه گذاری را در علم نجوم و کیهان شناسی انجام می‌دهند؟

منابع و ذخایر زمین محدود است. آینده بشر در فضاست و کشورهای بزرگ برای این سرمایه گذاری تمام جنبه‌های اقتصادی، نظامی، فرهنگی را در نظرگرفته‌اند.

آیا هدف بشر از فراگیری این علم آوردن منابع به زمین است یا رفتن انسان به فضاست؟

تمام این ایده‌ها وجود دارد و هر یک از پژوهشگران دنیا بر روی جنبه‌‌های مختلفی از این نظریه کار می‌کنند. اما چیزی که روشن است این است که جمعیت زمین در حال زیاد شدن است و باید برای تامین منابع به دنبال راه‌های دیگری هم باشیم و بتوانیم منابع را از دیگر سیارات به زمین منتقل کنیم. به عنوان مثال در جنگ‌هایی که روی زمین رخ می‌دهد داشتن نیروی هوایی قدرتمند بسیار حائز اهمیت است. در این شرایط تصور اینکه یک نیروی نظامی قوی در فضا داشتن چقدر می‌تواند مهم باشد بر اهمیت این مسئله می‌افزاید.

در دنیا 10 به توان 22 ستاره وجو دارد و هرکدام از این ستاره‌ها می‌توانند تعداد زیادی سیاره داشته باشند که احتمال دارد یکی از این سیاره‌ها امکان زندگی برای ما را داشته باشند.

به نظر شما کتاب در جست و جوی فهم کیهان در 10 سال آینده هم از نظر علمی معتبر است؟

به احتمال خیلی زیاد  این کتاب به شکل دیگری خواهد بود. من زمانی که در آمریکا تدریس می‌کردم یک کتابی برای ارائه داشتم که در حین  تدریس بخشی از اطلاعات آن کتاب تغییر کرد و مجبور شدم آن قسمت را کامل حذف کردم. بنابراین سرعت پیشرفت علم کیهان‌شناسی بسیار بالاست و امکان تغییر بخش‌هایی از این کتاب در آینده وجود دارد.

از دیدگاه شما جریان‌ها و مسائل عمده  فیزیک نظری در قرن بیست ویک چیست؟

امروزه شاهد پیشرفت‌های بسیار در نجوم، اخترفیزیک و کیهان‌شناسی هستیم که باعث کشف پدیده‌های بغرنجی به نام‌های مادۀ تاریک و انرژی تاریک شده است. اخیراً نیز امواج گرانشی کشف شده‌اند. امروزه کیهان‌شناسی خط مقدم علم است و امیدوارم کشفیات تجربی در آینده به مسائل مربوط به مادۀ تاریک و انرژی تاریک کمک کرده و راه را برای پیشرفت بنیادی نظریۀ گرانش باز کنند.